
*با سلام و درود به مهمانان عزیز و کاربران گرامی وبلاگ#مهرزاد، ضمن عرض ادب و احترام، این صفحه به منظور اطلاع رسانی و برای نشر آگاهی و غنی سازی می باشد، خواهشمند است، هر گونه پیشنهاد یا انتقاد را به مدیر سایت بفرمایید. کار ما، با لبخند شما، کامل تر می گردد.
مرجان شیرمحمدی، از نامهای شناختهشده در عرصهٔ داستاننویسی معاصر ایران است.
او بار دیگر با اثر تازهای به نام خانه لهستانی ها، به میدان آمده است.
این نویسنده که پیش از این توجه مخاطبان را جلب کرده، این بار روایتی عمیق و تأملبرانگیز از زندگی در دل تاریخی جنوب تهران ارائه داده است.
کتاب خانه لهستانی ها را میتوان متفاوتترین اثر شیرمحمدی دانست.
این رمان، داستان مردمانی را روایت میکند که در خانهای بزرگ و قدیمی در جنوب تهران زندگی میکنند.
خانهای که خود نمادی از روزگاران گذشته است و خاطرات فراوانی را در خود جای داده است.
داستان در دوره حکومت پهلوی دوم میگذرد و بر زندگی ساکنان این خانه بزرگ متمرکز است.
هر یک از شخصیتها، اتاقی اجارهای دارند و هرکدام رازی در سینه دارند. عنصر نداری و فقرکه با گذشتهای پیچیده و گاه تلخ، گره خورده، بستری برای وقوع ماجراهایی خاص و حتی خشونتبار فراهم میکند.
شیرمحمدی با زبانی روایی و تأثیرگذار، به بازآفرینی هویت مکانی و ثبت جزئیات زندگی قهرمانان داستان خود پرداخته است.
از خواهران سالخورده گرفته تا زنی که تنها رها شده است، هرکدام بخشی از پازل این قصهٔ خواندنی را تشکیل میدهند.
نویسنده به شکلی هنرمندانه، هویت ساکنان خانه را با مکان زندگیشان گره میزند.
رمان به خوبی احساس رها شدن در دل شهر بزرگ را به تصویر میکشد.
این خانه برای زنان داستان، دنیای شخصی آنهاست و هرگونه تعدی به این حریم، عواقبی سخت در پی خواهد داشت.
این مفهوم یکی از محوریترین درونمایههای رمان است.
شیرمحمدی در این رمان از تکههای احساسی و روایی قدرتمندی استفاده کرده که به داستان عمق و غنا بخشیده است.
روایت او از زندگی مردم عادی و پیوند آن با تاریخ معاصر ایران، از کتاب خانه لهستانی ها اثری متمایز و بهیادماندنی ساخته است.
کتاب خانه لهستانی ها، تنها یک داستان نیست. بلکه روایتی از یک زیست جمعی و یک هویت فراموششده است.
این اثر برای علاقهمندان به ادبیات داستانی تهران قدیم، داستانهای اجتماعی تاریخی و دوستداران آثاری با شخصیتپردازی قوی و عمیق، انتخابی بسیار مناسب و خواندنی است.
اگر به دنبال کتابی هستید که شما را به دل تاریخ و زندگی مردم عادی تهران ببرد، این رمان بدون شک میتواند گزینهای ایدهآل باشد.
قسمت هایی از متن کتاب خانه ی لهستانی ها:
همه ی مستاجرهای خانه ای که ما توش زندگی می کردیم، مثل ما ندار بودند، ولی دست کم بیشترشان یک مرد داشتند.
توی آن خانه مادر من بود که شوهر نداشت و خاله پری،
مادام و نصیبه خانم و بانو هم که پیر بودند.
بقیه ی زن ها شوهر داشتند، یعنی بهجت خانم، ثروت خانم که برعکس اسمش فقیر بود و مریم خانم، مادر مسعود و محمد که ما بهش می گفتیم ممل و عزت خانم که برعکس اسمش عزتی نداشت و مدام از شوهرش کتک می خورد.
و همدم خانم، همدم خانم هم از شوهرش کتک می خورد.
بعد یک دفعه متوجه چیزی شدم. چیزی که تا آن روز نفهمیده بودم.
این که چطور آرامش ما به زندگی آدمی بند بود که حتی یک بار هم ندیده بودیم.
یک پیرمرد زهوار دررفته که با مرگش حسابی حال همه ی ما را جا آورد.
یک دفعه دلم برای خنده های دلشاد خانم، تنگ شد. روزهایی که می آمد وسط حیاط می نشست و همسایه ها دوره اش می کردند و دلشاد خانم با آن لباس های گل دار و موهای قرمزش خنده های از ته دلش را نثار ما می کرد و ما حالیمان نبود که خوشبختی یعنی این،
برای حفظ درختان و تعادل حیات، به جز موارد بسیار ضروری، ازچاپ روی کاغذ، خودداری فرمایید.
غنی سازی برای کار آفرینی و مدیریت با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات
enriching Management & Entrepreneurship by Information and Communications Technology
