وبلاگ#مهرزادwww.eMZed.ir

                وبلاگ#مهرزاد

با نام و یاد او     

              ​   فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی

ادامه نگارخانه X

حماسه گیل گمش،

 

*با سلام و درود به مهمانان عزیز و کاربران گرامی وبلاگ#مهرزاد، ضمن عرض ادب و احترام، این صفحه به منظور اطلاع رسانی و برای نشر آگاهی و غنی سازی می باشد، خواهشمند است، هر گونه پیشنهاد یا انتقاد را به مدیر سایت بفرمایید. کار ما، با لبخند شما، کامل تر می گردد.

 


 

ذهن آماده پرسش، مثل آسمانی است که تازه باران خورده باشد. هر چه در آن بتابانی، برقِ کشف آن بیشتر دیده می‌شود.

 

حماسه گیل گمش، این شاهکار بین‌النهرینی، قدیمی‌ترین داستان مکتوب بشری که تا امروز پیدا شده است.

در حدود ۴۰۰۰ تا ۴۵۰۰ سال پیش در سرزمین بین‌النهرین، عراق امروزی، به زبان اکدی و پیش از آن به زبان سومری نوشته شده است.

 

وقتی حرف از قدیمی‌ترین کتاب داستان جهان می‌شود، خیلی‌ها به ایلیاد و ادیسه فکر می‌کنند، اما حقیقت این است که هزار سال قبل از هومر، شاعری ناشناس در سرزمین سومر و اکد داستانی نوشت که هنوز هم تکان‌دهنده است:

 

حماسه گیل گمش،


این حماسه روی ۱۲ لوح گلی با خط میخی حک شده و نسخهٔ کامل‌ تر آن را در قرن نوزدهم در کتابخانهٔ آشوربانی‌پال در نینوا کشف کردند.

 

لوح اول – پادشاه ستمگر اوروک  
لوح دوم – خلقت انکیدو و ورود به تمدن  
لوح سوم تا پنجم – ماجراجویی جنگل سرو و کشتن هومبابا لوح ششم – گاو آسمانی و خشم ایشتار  
لوح هفتم و هشتم – مرگ انکیدو و تولد ترس از مرگ  
لوح نهم و دهم – سفر به آخر دنیا و گفت‌وگو با سیدوری  
لوح یازدهم – داستان طوفان و گیاه جوانی 
لوح دوازدهم – گفت‌ وگو با روح انکیدو


این حماسه نه تنها اولین قهرمان‌نامه در تاریخ ادبیات است، بلکه اولین بار در تاریخ مکتوب بشریت است که یک انسان با سوال معنای زندگی چیست؟ و چرا باید بمیریم؟ دست و پنجه نرم می‌کند.


داستان دربارهٔ گیل‌گمش، پادشاه شهر اوروک است.

او دو سوم خدا و یک سوم انسان است، بسیار قدرتمند، اما ستمگر و خودخواه می باشد و مردم از دستش به خدایان شکایت می‌کنند.

 

خدایان برای مهارش موجودی وحشی به نام اِنکیدو را می‌فرستند که در دشت با حیوانات زندگی می‌کند. ابتدا گیل‌گمش و انکیدو با هم می‌جنگند، اما بعد بهترین دوستان می‌شوند. این دو با هم ماجراهای بزرگی انجام می‌دهند:

 

جنگل سرو را قطع می‌کنند و نگهبانش هومبابا را می‌کشند.
گاو آسمانی را که ایشتار فرستاده می‌کشند.

 

خدایان به خاطر این جسارت‌ها انکیدو را محکوم به مرگ می‌کنند. انکیدو می‌میرد و گیل‌گمش برای اولین بار با ترس از مرگ روبه ‌رو می‌شود.

 

گیل‌گمش دیوانه ‌وار دنبال جاودانگی می‌گردد. به آخر دنیا سفر می‌کند، از آب‌های مرگ عبور می‌کند، با الهه ای به نام سیدوری، حرف می‌زند، با اورشنابی، کشتی‌بان نوح‌، همراه می‌شود و در نهایت به اوت‌نپییشتیم، شخصیت شبیه نوح که از طوفان جان سالم به در برده است، می‌رسد.

 

اوت‌نپییشتیم به او می‌گوید: جاودانگی ممکن نیست، اما گیاهی در ته دریا هست که آدم را جوان می‌کند.

گیل‌گمش گیاه را پیدا می‌کند، اما مار آن را می‌دزدد.

 

در پایان، گیل‌گمش خسته و پذیرای سرنوشت خودش، به اوروک برمی‌گردد و دیوارهای عظیم شهرش را نشان می‌دهد و می‌گوید: 

 

این است میراث ماندگار انسان، نه جسم، بلکه چیزی که می‌سازیم.

موضوع اصلی حماسه: دوستی، مرگ، معنای زندگی و پذیرش سرنوشت انسانی است.

 

گیل گمش که بود؟ پادشاه واقعی یا افسانه؟

گیل‌گمش شخصیت خیالی خالص نیست. در فهرست پادشاهان سومری نام او واقعاً وجود دارد.

 

گیل‌گامش، پنجمین پادشاه دودمان اول اوروک، ذکر شده است. باستان‌شناسان حتی دیوار عظیم اوروک را که در لوح یازدهم حماسه توصیف می‌شود، پیدا کرده‌اند. دیواری ۹ کیلومتری از خشت که هنوز بقایایش باقی است.

 

نسخه‌های مختلف حماسه گیل گمش،

این حماسه در طول قرن‌ها، چند بار نوشته و کامل‌تر شده است:

 

- نسخه سومری: قدیمی‌ترین، پنج داستان جداگانه، 
- نسخه بابلی قدیم: که ناقص است .
- نسخه استاندارد اکدی: شامل دوازده لوح، که به آن می پردازیم.
- نسخه های دیگری هم وجود دارند.

 

در کاوش‌های نینوا این 12لوح‌ را پیدا کردند. جرج اسمیت وقتی لوح یازدهم، داستان طوفان نوح ع را خواند، آن‌قدر هیجان‌زده شد که طبق نقل قول لباس‌هایش را از تن درآورد و در موزه بریتانیا شروع به رقصیدن کرد.

 

لوح ۱ – معرفی گیل گمش ستمگر:
  
گیل‌گمش پادشاه قدرتمندی است که مردم را به کارهای اجباری می‌گمارد و به رسم عجیب آن زمان، حق شب زفاف دارد.

مردم به آنو، خدای آسمان، شکایت می‌کنند. آنو به آرورو ،الهه مادر، دستور می‌دهد رقیبی برایش بسازد.

 

لوح ۲ – خلقت و تمدن‌سازی انکیدو:
 
انکیدو از گل ساخته می‌شود و در دشت با حیوانات زندگی می‌کند. یک شکارچی او را می‌بیند و می‌ترسد.

گیل‌گمش شمحات، روسپی مقدس معبد، را می‌فرستد تا انکیدو را تمدن بیاموزد. پس از هفت روز رابطه، حیوانات دیگر انکیدو را نمی‌پذیرند.

انکیدو به شهر می‌آید و با گیل‌گمش گلاویز می‌شود، اما بعد رفیق جونی می‌شوند.

 

لوح ۳–۵ – ماجرای جنگل سرو و کشتن هومبابا:
  
دو دوست تصمیم می‌گیرند نامشان را جاودانه کنند. به جنگل سرو، لبنان امروزی می‌روند، نگهبان غول‌پیکرش هومبابا، یا، هوواوا، را شکست می‌دهند.

گیل‌گمش سر هومبابا را می‌بُرد.

 

لوح ۶ – خشم ایشتار و گاو آسمانی:
  
ایشتار الهه عشق و جنگ، عاشق گیل‌گمش می‌شود، اما او توهینش می‌کند و تمام معشوقه‌های سابقش را یادآوری می‌کند.

ایشتار گاو آسمانی را می‌فرستد. گیل‌گمش و انکیدو گاو را می‌کشند. انکیدو شاخ گاو را به صورت ایشتار پرت می‌کند.


لوح ۷–۸ – مرگ انکیدو:
  
خدایان تصمیم می‌گیرند یکی از این دو باید بمیرد. انکیدو بیمار می‌شود، ۱۲ روز رنج می‌کشد و می‌میرد.
گیل‌گمش کنار جسد دوستش دیوانه‌ وار گریه می‌کند. اینجا برای اولین بار در تاریخ ادبیات، ترس از مرگ، به شکل مدرن ظاهر می‌شود.

 

لوح ۹–۱۰ – سفر به آخر دنیا:

گیل‌گمش با موهای بلند و پوست شیر از شهر فرار می‌کند و به دنبال جاودانگی می‌گردد.

از کوه ماشو، جایی که خورشید غروب می‌کند، عبور می‌کند، با عقرب‌ مردها می‌جنگد، از دریاچه مرگ می‌گذرد، با الهه ای به نام سیدوری صحبت می‌کند که به او می‌گوید: 


ای گیل‌گمش، جام را پر کن و شاد باش، چون مرگ حتمی است. اما گیل‌گمش قبول نمی‌کند و به اورشنابی، کشتی‌بان حضرت نوح ع می‌رسد.

 

لوح ۱۱ – داستان طوفان و گیاه جوانی:
  
اوت‌نپییشتیم، تنها انسانی که خدایان به او جاودانگی داده‌اند، داستان طوفان را تعریف می‌کند. شبیه داستان طوفان نوح ع.

بعد به گیل‌گمش می‌گوید، گیاهی در ته دریا هست که انسان را جوان می‌کند. گیل‌گمش سنگ به پایش می‌بندد، گیاه را می‌چیند، اما در راه بازگشت مار آن را می‌دزدد.


لوح ۱۲ – بازگشت و پذیرش، در نسخه ضمیمهٔ سومری:

گیل‌گمش با روح انکیدو حرف می‌زند و از دنیای مردگان می‌پرسد. در نهایت به شهرش برمی‌گردد و دیوارهای اوروک را به اورشنابی نشان می‌دهد و می‌گوید:

این است چیزی که ماندگار است.

 

اهمیت و ارزش حماسه گیل گمش:

 

1.    اولین مواجههٔ بشریت با اضطراب مرگ، 

گیل‌گمش بعد از مرگ انکیدو دقیقاً همان چیزی را تجربه می‌کند که فیلسوفان اگزیستانسیالیست ۴۰۰۰ سال بعد نوشتند:

مرگ دوست، مرگ خودم را به من نشان داد.

 

2.    دوستی مردانهٔ عمیق:
 رابطهٔ گیل‌گمش و انکیدو یکی از عمیق‌ترین دوستی‌های ادبیات جهان است. برخی پژوهشگران حتی رابطهٔ همجنس‌گرایانه در آن می‌بینند. 

 

3.    پذیرش محدودیت انسانی:

گیل‌گمش در پایان می‌فهمد که جاودانگی جسمانی ممکن نیست، اما جاودانگی فرهنگی مانند بناها، داستان‌ها، نام نیک ممکن است.

 

4.    تأثیر بر کتاب‌های مقدس:
  داستان طوفان در لوح یازدهم، در کتابهای مقدس تورات و قرآن هم آمده است.

 

برخی نکات جالب و کمتر شنیده‌شده درباره این حماسه:

 

- کلمهٔ گیل‌گمش به معنای پیرمرد جوان‌شده هم ترجمه شده است.

- انکیدو در نسخهٔ سومری موهای بلند و بدن پرمو دارد و شبیه انسان اولیه است.

- اولین بار در تاریخ کهن و مکتوب است که یک زن، نقش تمدن‌ساز دارد.

- گیل‌گمش در راه جستجوی جاودانگی مراحلی را طی می‌کند و پخته می شود.

- دلیل ریختن پوست مار در اساطیر جهان همین داستان دزدیدن گیاه جاودانگی توسط این حیوان است.

 


- قدیمی‌ترین کتاب داستان جهان تا کنون کدام است؟  
پاسخ: حماسه گیل گمش،

 

- آیا داستان طوفان نوح از گیل گمش کپی شده؟  
پاسخ: نیازمند تحقیق بیشتر است، هر دو از یک اسطوره مشترک بین‌النهرینی گرفته شده‌اند.

 

- گیل گمش واقعاً وجود داشته؟  
پاسخ: بله، نامش در فهرست پادشاهان سومر آمده است.


- چرا باید امروز حماسه گیل گمش را بخوانیم؟
چون ۴۵۰۰ سال پیش یک نفر دقیقاً همان سوال‌هایی را پرسید که ما امروز می‌پرسیم:


اگر همه چیز تمام می‌شود، چرا باید تلاش کنیم؟ 
میراث واقعی ما چیست؟
دوستی واقعی چیست؟ 

 

و جوابش هنوز هم همان است که گیل‌گمش در پایان فهمید:
 
بساز، دوست بدار و نامت را در معنایی بزرگ‌ تر از خودت جاودانه کن.

 


کتاب گیل گمش 
نویسنده و مترجم: احمد شاملو
انتشارات: نشر چشمه
نوع جلد: شومیز
قطع: رحلی
شابک: 978-9643621216
تعداد صفحه: 315

 

از مقدمه مترجم :


غم نامه ی گیل گمش در اصل تذکاری عمیق از سرگذشت آدمی و گذار وی از خرافات مطلق به واقعیات نسبی تر است.

لوح یازدهم توفان فراگیر نوح را روایت می کند که در آن تبار انسان از انهدام مقدر می گریزد.

 

جوانی انکیدو یادآور نخستین دوره های زند گانی انسان است که در اعتماد کامل میان جانوران دیگر در کنار طبیعت زنده گی می کرده است و رویکرد او به زندگی متمدنانه نشان مراحلی است که گروه های انسانی از قبیله نشینی به واحدهای شهری کوچ می کنند.

 

و بی فایده نیست که در این حرکت تکاملی از یک سو به جای گاهی توجه کنیم که حماسه به جنس مؤنث انسان می دهد که تعلیم کننده ی فرهنگ است و از سوی دیگر به آن شکارچی و یکجانشین که موجودی وحشی و انگل طبیعت است.

 

از همه گسترده تر حماسه به گوناگونی قضای پیرامون انسانها به جنگل و کوه و بیابان و دشت و جهان متمدن انگشت می گذارد.


اما شرح و وصف اوروک زمان گیل گمش را می توان توصیف شهرهای ابتدایی دانست با شورای ریش سفیدان، همراه جنگ جویان و حکومت جابرانه ی ستم گر تنها و دیکتاتور، انسان با خدایی که در قلمروهای خود بر مردان یا زنان خویش خشونتی مهارناپذیر اعمال می کند.

 


 

 

برای حفظ درختان و تعادل حیات، به جز موارد بسیار ضروری، ازچاپ روی کاغذ، خودداری فرمایید.

غنی سازی برای کار آفرینی و مدیریت با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات

enriching   Management  &  Entrepreneurship by Information and Communications Technology

ثبت

پیغام شما با موفقیت ارسال شد.

بازگشت ^