*با سلام و درود به مهمانان عزیز و کاربران گرامی وبلاگ#مهرزاد، ضمن عرض ادب و احترام، این صفحه به منظور اطلاع رسانی و برای نشر آگاهی و غنی سازی می باشد، خواهشمند است، هر گونه پیشنهاد یا انتقاد را به مدیر سایت بفرمایید. کار ما، با لبخند شما، کامل تر می گردد.
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ،
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ،
دانی که پس از عمر چه ماند باقی،
مهر است و محبت است و باقی همه هیچ،
شعر دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ، از مولانا جلالالدین رومی، یکی از زیباترین ابیات عرفانی است که پوچی دنیا و ارزش عشق را یادآوری میکند.
این بیت حکیمانه، انسان را به دوری از تعلقات دنیوی و تمرکز بر محبت دعوت میکند.
می گوید که مسایل دنیا و ساکنانش گذرا و نسبت به عالم معنا،کم ارزشاند.
مولانا هشدار میدهد که برای امور پوچ دنیوی، خود را گرفتار نکنید.
پس از مرگ، فقط عشق و مهربانی ماندگار است. ثروت و مقام، اولویت ندارند، هیچاند.
این تفسیر، اولویت زندگی را عشق جاودان قرار میدهد.
حکایت مشهور شمس و مولانا، ریشه این شعر است.
روزی شمس به خانه مولانا رفت و شراب خواست. مولانا برای اثبات ارادت، عبا پوشید، به محله نصرانی ها رفت و شراب تهیه کرد.
مردم او را دیدند و متهم به شرابخواری کردند. حتی به صورتش تف انداختند و آماده حمله شدند.
شمس رسید و ثابت کرد، داخل شیشه شراب نیست و سرکه است. مردم شرمنده شدند. مولانا از شمس پرسید:
چرا این را از من خواستی؟
شمس گفت: تا بدانی اعتبار اجتماعی سراب است و در چشم بر هم زدنی نابود میشود.
به ارزشهای درونی مانند محبت تکیه کن.
از دیدگاه روانشناسی، جایگاه اجتماعی ناپایدار است و شایعات آن را نابود میکنند.
شعر دنیا همه هیچ مولانا، ما را به تمرکز بر روابط پایدار معنوی و دوری از مادیات دعوت میکند. در دنیای پرسرعت امروز، این پیام بیش از پیش کاربرد دارد.
البته این دیدگاه، مخالفانی هم دارد و در جامعه مدرن و امروزی، انتقاداتی به آن وارد است.
نظرشما چیست؟
برای حفظ درختان و تعادل حیات، به جز موارد بسیار ضروری، ازچاپ روی کاغذ، خودداری فرمایید.
غنی سازی برای کار آفرینی و مدیریت با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات
enriching Business Administration by Information & Communications Technology
